توضیحات

سلام

این وبلاگ برای نوشتنه داستانها و پیامکهای خنده دار درست کردم. بیشترشو از شما کمک میگیرم تا منبعی سالم برای خندوندن و  شاد کردن مراجعه کنندگان محتذم باشه.

مطالبی که دوست دارین بذارین نباید حرفهای رکیک داشته باشه و به قومیتها توهین نکنه. در این صورت داستانهای کوتاه و پیامکهاتونو به اسم  خودتون و یا بدون اسم میذارم تو وبلاگ

دست نیاز به سوی شما دراز میکنم.امیدوارم کمکم کنین

 

/ 2 نظر / 12 بازدید
آهنگران

سلام ممنوون از اینکه سرزدین؛ ولی شما چرا بروز نیستین؟ موفق باشید التماس دعا

علیرضا

ایام کربلای 5 یکی از رفقا میگفت توی یکی از کانالها شهید زیاد داده بودیم همه ناراحت بودند من همینطور که داشتم جلو میرفتم دیدم بچه ها سر یه گذر دارند میخندند تعجب کردم بااین همه شهید چطور میخندند پرسیدم چی شده گفتند باید خودت ببینی رفتم جاو دیدم یه نوجوان بسیجی آرپی چی زن مات ومبهوت نشسته بعد بیرون کانال نگاه کردم دیدم آرپی چی از پشت خورده به یه بعثی (اون جایی که نباید میخورد )بعثی وداشته فرار میکرده نکته طنز این بود که آرپی چی عمل نکرده وشخص بعثی هم دمر افتاده بود